علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

ماهیت اجتماعی انسان از نظر قرآن
ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٢/۱٢/۱۸  کلمات کلیدی:
بررسی نظریات مختلف درباره زندگی اجتماعی انسان

رابطه فرد و اجتماع از نظر قرآن

ماهیت اجتماعی انسان از نظر قرآن
از آیات کریمه قرآن کریم استفاده می شود که اجتماعی بودن انسان در متن خلقت و آفرینش او پی ریزی شده است. در آیه 13 سوره مبارکه حجرات می فرماید:
«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و اثنی و جعلناکم شعوبا و قبائل لتعارفوا ان اکرمکم عندالله اتقیکم»؛ ای مردم! شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را ملتها و قبیله ها قرار دادیم تا به این وسیله یکدیگر را بازشناسید (نه اینکه به این وسیله بر یکدیگر تفاخر کنید). همانا گرامی ترین شما نزد خداوند متقی ترین شماست.

در این آیه کریمه ضمن یک دستور اخلاقی، به فلسفه اجتماعی آفرینش خاص‏ انسان اشاره می‏کند به این بیان که انسان به گونه‏ای آفریده شده که به‏ صورت گروههای مختلف ملی و قبیله‏ای درآمده است، با انتساب به ملیتها و قبیله‏ها بازشناسی یکدیگر که شرط لاینفک زندگی اجتماعی است صورت‏ می‏گیرد، یعنی اگر این انتسابها که از جهتی وجه اشتراک افراد و از جهتی‏ وجه افتراق افراد است نبود، بازشناسی ناممکن بود و در نتیجه زندگی‏ اجتماعی که براساس روابط انسانها با یکدیگر است امکان‏پذیر نبود.
این‏ امور و امثال این امور از قبیل اختلاف در شکل و رنگ و اندازه است که به‏ هر فردی زمینه شناسنامه‏ای ویژه خود او اعطا می‏کند. اگر فرضا همه افراد یک شکل و یک رنگ و یک قالب بودند و اگر رابطه‏ها و انتسابهای مختلف‏ میان آنها حکمفرما نبود، افراد در برابر یکدیگر نظیر کالاهای متحدالشکل‏ یک کارخانه بودند که تمیز آنها از یکدیگر و در نتیجه بازشناسی آنها از یکدیگر و در نتیجه نهایی زندگی اجتماعی آنها براساس روابط و مبادله‏ اندیشه و کار و کالا غیرممکن بود.
پس انتساب به شعبها و قبیله‏ها حکمت‏ و غایتی طبیعی دارد و آن تفاوت و بازشناسی افراد از یکدیگر است که شرط لاینفک زندگی اجتماعی است نه تفاخر و مایه برتری شمردنها، که همانا مایه کرامت و شرافت تقواست.

در سوره فرقان آیه 54 می‏فرماید: «و هو الذی خلق من الماء بشرا فجعله نسبا و صهرا»؛ اوست که از آب، بشری آفرید و آن بشر را به صورت نسبها (رابطه‏های‏ نسبی) و خویشاوندی دامادی (رابطه‏های سببی) قرار داد.
این آیه کریمه نیز روابط نسبی و سببی را که مایه پیوند افراد با یکدیگر و پایه بازشناسی آنها از یکدیگر است، به عنوان طرحی که در متن خلقت‏ برای حکمت و غایتی کلی قرار داده شده عنوان نموده است.
در سوره مبارکه زخرف آیه 32 می‏فرماید: «أهم یقسمون رحمة ربک؟ نحن قسمنا بینهم معیشتهم فی الحیوه الدنیا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات لیتخذ بعضهم بعضا سخریا و رحمة ربک خیر مما یجمعون»؛ آیا آنها رحمت پروردگارت را تقسیم می‏کنند؟ (آیا کار خلقت به آنها واگذار شده که هرچه را به هر که بخواهند بدهند و از هر که نخواهند باز گیرند؟) ما مایه‏های معیشت و وسایل زندگی (امکانات و استعدادها) را میان آنها در زندگی دنیا تقسیم کردیم و برخی را بر برخی دیگر از نظر امکانات و استعدادها به درجاتی برتری دادیم تا به این وسیله، و به‏ صورت متقابل، برخی برخی دیگر را مسخر خود قرار دهند (و در نتیجه همه‏ به طور طبیعی مسخر همه واقع شوند)، و همانا رحمت پروردگارت (موهبت‏ نبوت) از آنچه اینها گرد می‏آورند بهتر است.

به طور خلاصه می‏گوییم مفاد آیه‏ کریمه این است که انسانها از نظر امکانات و استعدادها، یکسان و همانند آفریده نشده‏اند، که اگر چنین آفریده شده بودند، هر کس همان را داشت‏ که دیگری دارد و همان را فاقد بود که دیگری فاقد است و طبعا نیاز متقابلی و پیوندی و خدمت متبادلی در کار نبود. خداوند انسانها را از نظر استعدادها و امکانات جسمی و روحی و عقلی و عاطفی، مختلف و متفاوت‏ آفریده است، بعضی را در بعضی از مواهب بر بعضی دیگر به درجاتی برتری داده است و احیانا آن بعض دیگر را بر این بعض، در بعضی دیگر از مواهب برتری داده‏ است و به این وسیله همه را بالطبع نیازمند به هم و مایل به پیوستن به هم‏ قرار داده و به این وسیله زمینه زندگی به هم پیوسته اجتماعی را فراهم‏ نموده است.
این آیه کریمه نیز دلالت دارد بر اینکه زندگی اجتماعی انسان‏ امری طبیعی است نه صرفا قراردادی و انتخابی و نه اضطراری و تحمیلی.