علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

حجت (استدلال و استنتاج) Reasoning - Inference

استنباط و استخراج فروع و نتایج از اصول و مقدمه ها یا برعکس رد و ارجاع فروع و نتایج به اصول و مقدمه ها و در تعریف دیگر تصدیق های معلومی که ذهن را به تصدیق مجهولی برساند استدلال و حجت گویند مثلاً ما وقتی در موقع قدم زدن، در داخل باغی احکامی را همانند احکام زیر صادر می کنیم: 

چقدر گل ها با سلیقه کاشته شده است، چقدر چمن ها سبز است، چراغ های باغ چه زیباست، چه درختان میوه خوبی است و سپس از این احکام حکم دیگری را نتیجه گرفته و می گوییم صاحب باغ چه مرد با سلیقه ای است و یا برعکس برای ثابت کردن با سلیقه بودن مرد صاحب باغ این احکام را دلیل بیاوریم، فعلی را که به آن استدلال می گویند انجام داده ایم و استدلال که انتقال از قضایای معلوم به قضیه مجهولی است به سه صورت انجام می پذیرد.

قیاس -استقراء- تمثیل 


 

1- قیاس (Deduction) استدلالی است که در آن از مقدمه های کلی به نتایج جزئی می رسند. مثال: هوا جسم است هر جسمی دارای وزن است پس هوا دارای وزن است. ملاحظه می شود که قضایای نخستین کلی تر است تا نتیجه. قیاس لااقل مشتمل بر سه قضیه خواهد بود:

دو قضیه اول را مقدمات (صغری و کبری) و قضیه آخر را نتیجه می خوانند. اعتبار قیاس به مراتب بیشتر از استقراء و تمثیل است. 

2- استقراء (Induction) استدلالی است که ذهن در آن از مطالعه امور جزئی به نتایج کلی می رسد مثلاً از ملاحظه اینکه پنی سیلین در معالجه تعداد زیادی از مبتلایان به ذات الریه مفید است به این نتیجه کلی می رسیم که پنی سیلین در درمان هرکس که مبتلا به ذات الریه باشد مؤثر است. تمام حقایقی که در فیزیک و شیمی و زیست شناسی به عمل آمده است از راه استقراء می باشد. 

3- تمثیل (Analogy): استدلال از جزئی به جزئی را استدلال تمثیل گویند و بیشتر از راه مشابهت هایی که موجود است این استدلال به عمل می آید. مثال: چون پرویز و حسین از حیث رفتار و کردار شبیه هم هستند و پرویز آدم بیهوشی است پس نتیجه می گیریم که حسین هم شخص بیهوشی است. اینگونه استدلال از نظر منطقیان استدلالی است ضعیف و بیشتر در علوم انسانی و تاریخ موارد استفاده دارد. البته باید دانست که معمولاً در بسیاری از موارد وقتی لفظ قیاس گفته می شود به معنی مقایسه دو چیز و درست مترادف با تمثیل است. 

مولانا جلال الدین فرماید: 

از قیاسش خنده آمد خلق را 

کو چو خود پنداشت صاحب دلق را 

کار پاکان را قیاس از خود مگیر 

گرچه باشد در نوشتن شیر شیر