علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

فلاسفه این دوره درباره مادة المواد این جهان و تئوری معرفت ؛ نظریه های گوناگون ابراز کرده اند که بطور خلاصه به هرکدام اشاره میشود. 

الف- مکتب طالس ملطی

1-طالس(638-548 ق.د)مادةالمواد را آب میدانست. 

2-انکسیماندر (610-546 ق.م)مادةالمواد را چیز مشخص ومعلومی نمی دانست ومیگفت که امری لایتناهی است که سرای کائنات را فرا گرفته است. وی مانند لامارک عقیده به تحول و تکامل داشت. 

3-انکسیمن (588-525 ق.م) همه چیز را هوا می پنداشت. 

ب- مکتب فیثاغوری :

پایه گذار مکتب فیثاغورس(580-500 ق-م)است که عدد را مادةالمواد میدانست

ج-فلسفه دیالکتیک : 

که در راس این فلسفه هراکلیک (تولد در حدود 544ق.م) یا فیلسوف گریان قرار دارد که او یک فیلسوف مادی وحدت وجودی است و به عقیده او ذات الهی به صورت های محدود مادی در می آید و ماده ی دائما متغیر هم دارای ذات الهی است. 

د- مکتب الئائی :

پارمنید(قرن پنجم ق.م
)که به پدر ماتریالیست معروف شده است وسقراط افتخار میکرد که شاگرد اوست،از حکما نخستین این مکتب است. این دانشمند نظر خود را از مطالعات کیهانی بر گرفت و به بررسی در مجردات و ایده ها پرداخت. 

فلسفه این حکیم بر انکار اصل تغییر حرکت مبتنی است. او عقیده دارد وجود یکی و غیر قابل تقسیم است و اگر چه در ظاهر متغیر به نظر میرسد اما در باطن هرگز تغییر نمیکند.

 

ه- مکتب پلورالیسم :

فلاسفه این مکتب عقیده داشتند که در آغاز چهار عنصر با هم مخلوط و به صورت یک کره بودند(همه چیز داخل هم بود) خاک ،هوا ،آتش،و آب یعنی عناصر در هم مخلوط و وحدتی کامل حکمفرما بود. آنوقت ((کین))آمد ومیان عناصر تفرقه افکند از آن موقع جنگ بین مهر و کین آغاز شد. مؤسس این مکتب امپدوکل میباشد (483-432ق.م) 

و - اتمیسم : 

نظریه عناصر اتمی را لئوسی پی (500-440 ق.م) سر و صورت داد ودموکریت یا ذیمقراطیس (460-370 ق.م)تکمیلش کرد . اتمیست ها که ادامه دهندگان مکتب الئائی هستند جهان و همه اجسام را مرکب از اجسام کوچک و بیشمار دارای ابعاد ولیکن تجزیه ناپذیر میدانند و معتقدند که ذرات همه یک جنس هستند و تفاوت آنها وتنوع اجسام همانا از اختلاف شکل و اندازه وضع ذرات آنها نسبت به یکدیگرست. 

وجود ذرات ابدی و به یک حرکت مستدیر دائمی که جزء ذات انهاست متحرک هستند. این ذرات در جهان ملاء را تشکیل می دهند و جنبش آن ها در خلاء است و بنا بر این سرارسر جهان از خلاء و ملاء صورت گرفته است . ارواح و ارباب انواع نیز از ذرات مرکب هستند ولیکن ذرات آنها کوچکتر و پر حرکت تر از ذرات اجسام میباشد. 

کسمو لوژیست ها با نشان دادن امتیاز موجود بین علم تجربی و عقل به پیدایش علم معرفت کمک کردند و برای پیدایش منطق راه را هموار ساخته در علوم طبیعی و فیزیکی قدمهای بلند برداشتند.مخصوصا خدمتهای آنان در تکمیل و توسعه ریاضیات،علم معرفت الحیات،هیات، طب ؛زمین شناسی و ژئولوژی قابل توجه است. آنان این تفاوت را بر فیلسوفان بعدی خود داشتند که معتقد به بقای روح نبودند و انسان را اشرف خلق شدگان نمی دانستند.