علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

سقراط مردی که پیوسته پرسش میکرد و حکیمی که می دانست هیچ نمی داند. 

وی پسر سرفونیکوس (مظهر دانائی) سنگ تراش و مجسمه ساز و فرزند زن قابله ای که بسیار با فظیلت بود می باشد. 

او با روش پرسش که به (استهزا سقراطی) معروف است خطای مخاطب را ظاهر میکرد چه سقراط عقیده داشت که دانشی ندارد و اساس فلسفه اش روی دو اصل قرار داشت: 

الف- دانش چیزی جز تذکر نیست 

ب- سرچشمه تبهکاری نادانی است. 

نیکی در نظر سقراط امری کلی و انتزاعی نیست بلکه چیزی است شخصی و عملی. او نادانی را مایه تمام بد بختی هامی دانست و برای دموکراسی ارزش قائل نبود. 

او برای رسیدن به هدف خود شیوه استقراء(از امور معلوم جزئی بهدف مجهول کلی رسیدن)را بکار میبرد یعنی در هر باب شواهد و امثال از امور جاری عادی میآورد و سپس از این جزئی ها تدریجا به کلی ها میرسد و پس از دریافت قاعده کلی آنرا بر موارد خاص تطبیق میداد.