علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

دانش ، اطلاعات کاربردی و سازماندهی شده برای حل مسائل است

دانش چیست ؟

غالبا در حوزه‌های گوناگون علمی ، هر واژه با توجه به شرایط استفاده از آن ، به گونه‌ای خاص معنا می‌شود ؛ این موضوع برای دانش نیز صادق می‌باشد . با وجود آنکه واژه دانش در فلسفه ، روانشناسی و جامعه‌شناسی نیز معانی خاص خود را دارد - که تلفیقی کاربردی از آنها در مدیریت دانش نیز به کار برده شده - اما تاکنون مفهوم‌شناسی در رابطه با واژه دانش در مدیریت به شکلی فراگیر صورت نپذیرفته است . (Wiegard,1996)

در هر حال ، آنچه مسلم است آنست که می‌توان با آشنایی با تعاریف گوناگون ، ابعاد و مصادیق این امر را بیشتر شناخت و آن را بهتر به کار گرفت . در این گام برآنیم تا با ارائه تعاریف گوناگون از دانش و نیز مدیریت دانش در گام آتی ، ابعاد و دیدگاههای ارائه شده در این زمینه بهتر شناخته شود .

تعریف دانش :

دامنه تعاریف ارائه شده در مورد دانش ، از کاربردی تا مفهومی و فلسفی و از نظر هدف ، محدود تا گسترده را شامل می‌شود . برخی تعاریف دانش به شرح زیرند :

  • دانش ، اطلاعات کاربردی و سازماندهی شده برای حل مسائل است . (ولف)
  • دانش ، اطلاعاتی سازماندهی و تجزیه‌وتحلیل‌شده است که می‌تواند قابل‌درک و نیز کاربردی برای حل مساله و تصمیم‌گیری باشد . (تورین)
  • انش ، شامل حقایق و باورها ، مفاهیم و اندیشه‌ها ، قضاوتها و انتظارات ، متدولوژی (روش‌شناسی) یا علم اصول و نحوه انجام فنون است . (ویگ)
  • دانش ، مجموعه‌ای از نگرشها ، تجربیات و مراحلیست که به صورت درست و صحیح ، کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند ؛ ازین‌رو راهنمای مناسبی برای افکار ، رفتارها و ارتباطات می‌باشد . (روم.ون دراسپک و اسپیکروت)
  • دانش ، استدلال در باب اطلاعات و داده‌ها برای دستیابی به کارایی ، حل مسائل ، تصمیم‌گیری ، یادگیری و آموزش است . (بکمن)
  • دانش سازمانی ، اجتماعی از سرمایه‌های متمرکز انسانی ، سرمایه‌های استعدادهای فکری و سرمایه‌های ساختار می‌باشد . (بروکینگ)
  • دانش سازمانی ، به اطلاعات پردازش‌ شده و جاسازی شده از جریانات عادی و مراحلی که قابلیت اقدام دارند و نیز دانش به دست آمده به وسیله سیستمهای سازمانی ، مراحل ، تولیدات ، قوانین و فرهنگ اطلاق می‌گردد .

تعاریف فوق و مفاهیم بکار رفته در آنها به خوبی بیانگر نقش پراهمیت دانش در برنامه‌ریزیها ، تصمیم‌گیریها و پیاده‌سازی راهکارها در راستای حل مسائل گوناگون می‌باشند و این خود ، توجه ما را به موضوع مدیریت دانش معطوف می‌دارد ؛ در این راستا در گام آتی با مدیریت دانش آشنا خواهیم شد ...    

مدیریت دانش به چه معناست ؟

کمی بیش از ده سال از عمر ابداع مفهوم کلی مدیریت دانش می‌گذرد و در این مدت ، تعاریف گوناگونی در این خصوص ارائه گردیده که هر یک ابعادی از این موضوع را نمایش می‌دهند . در این گام به بیان مهمترین این تعاریف می‌پردازیم :

  • مدیریت دانش ، کسب دانش درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است ، به‌گونه‌ایکه آنان بتوانند برای دستیابی به اهداف سازمان ، بهترین استفاده را از دانش ببرند . (پت‌رش)
  • مدیریت دانش ، بنایی سنجیده ، صریح و اصولی برای تجدید و استفاده از دانش در جهت افزایش تاثیر و بازگشت دانش مربوط به سرمایه دانشی است . (ویگ)
  • مدیریت دانش ، شامل مراحل تسخیر اجتماع دیدگاههای خبرگان و متخصصان یک شرکت در هر جاییکه باشند (در بانک اطلاعاتی ، بر روی کاغذ و یا در اندیشه نیروها) و پخش آن در هر جاییکه به سود بیشتری بینجامد ، می‌باشد . (هی بار)
  • مدیریت دانش ، با تجزیه‌وتحلیل و شناسایی دانش لازم و سودمند درگیر بوده و در پی برنامه‌ریزی چندبعدی و کنترل مناسب در توسعه سرمایه‌های دانش ، در جهت برآورده کردن اهداف سازمانیست . (مکنتاش)
  • مدیریت دانش ، خط‌مشی‌های اصولی را برای یافتن ، درک کردن و استفاده از ارزش و ایجاد ارزش ، معین می‌نماید . (ادل)
  • مدیریت دانش ، رسمی‌سازی و دسترسی به تجربه ، دانش و دیدگاههای استادانه را که قابلیتهای جدید ، قدرت کارایی بالاتر ، تشویق نوآوری و افزایش ارزش مشتری را در پی داشته باشند ،‌ هدف قرار می‌دهد . (بکمن)
  • مدیریت دانش ، دانستن ارزش دانش ، فهم اطلاعات سازمان ، استفاده از سیستمهای تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به منظور حفظ ، استفاده و کاربرد دوباره دانش می‌باشد . (مدیریت اسناد ، OIC)
  • مدیریت دانش ، مدیریت اطلاعات و داده به همراه مهار تجربیات ضمنی و نهایی افراد جهت تسهیم ، استفاده و توسعه توسط سازمان است که به بهره‌وری بیشتر سازمان منجر می‌گردد . (KMTOOL)
  • مدیریت دانش ، برای برآورده‌سازی نیازهای سازمانی از قبیل سازگاری ، بقا و توانایی منحصر بفرد در برابر تغییرات پیوسته و روزافزون می‌باشد . مدیریت دانش شامل فرایندهای سازمانی است که به دنبال پیوستن و نیروزایی ظرفیتهای عملیاتی اطلاعات ، داده‌های تکنولوژیهای اطلاعاتی و ظرفیت نوآوری و خلاقیت انسان می‌باشند . (شبکه بیزتک)

لازم است تا به مدیریت دانش به عنوان یک طرح مدیریتی یکپارچه نگریسته شود که بر هدفهای استراتژی تمرکز دارد ، بر محورهای کسب و کار حرکت می‌نماید و از تکنولوژی اطلاعات یاری می‌گیرد .

در مدیریت دانش می‌باید کل‌نگری مدنظر قرار گیرد ؛ بدین معنا که نظریه‌پردازی صرف ، بدون در نظر گرفتن نحوه کاربرد آن در عمل ؛ یا به عکس ، تنها توجه به عمل و تمرکز بر یک مساله خاص ، هر دو کل‌نگری در خصوص مدیریت دانش را تضعیف می‌نمایند .

با ارائه تعریف جامع ذیل که متمرکز بر انسان ، ساختار و فناوری بوده و کاربردی نیز می‌باشد ، این گام را به پایان می‌بریم :

مدیریت دانش ، فرایند کشف ، کسب ، توسعه و ایجاد ، نگهداری ، ارزیابی و بکارگیری دانش مناسب در زمان مناسب توسط فرد مناسب در سازمان است که از طریق ایجاد پیوند میان منابع انسانی ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و ایجاد ساختاری مناسب برای دستیابی به اهداف سازمانی صورت پذیرد .

در گام آتی از دلایل اهمیت مدیریت دانش خواهیم گفت ...

دلایل اهمیت مدیریت دانش کدامند ؟

برخورد هوشمندانه با منابع دانش ، عاملی موثر و مهم در موفقیت سازمانها به شمار می‌رود . در این گام بصورت خلاصه عواملی را که بر اهمیت مدیریت دانش دلالت می‌نمایند را بر می‌شمریم .

در بیان دلایل اهمیت مدیریت دانش به موارد زیر را مورد توجه قرار می‌دهیم :

1-    دانش موتور تولیدکننده درآمد است .

2-    دانش یک دارایی مهم و استراتژیک سازمانیست .

3-    رشد روزافزون مشاغلی که بر پایه ایجاد و استفاده از دانش قرار دارند .

4-    همگرایی فناوریهای اطلاعات و ارتباطات و ظهور ابزارهای نوین در این زمینه .

5-    کاهش شکاف علمی - اقتصادی میان کشورهای غنی و فقیر .

6-     اشتغال‌زایی ؛ بگونه‌اییکه به عنوان نمونه ، در سال 2002 هشتاد درصد شاغلان در پستهای مرتبط با دانش ، در کارهای خدماتی سازمانهای پیشرفته ، مشغول به کار بوده‌اند .

7-    ایجاد ارزش افزوده قابل توجه با بکارگیری مدیریت دانش .

و اما نبود مدیریت دانش در سازمان ، مشکلات و زیانهایی نظیر موارد ذیل به همراه خواهد داشت :

1-    عدم وجود نشانه‌های ابداع و ابتکار .

2-    عدم اولویت‌بندی و استفاده از انواع دانش .

3-    عدم مشاهده دانش خارجی .

4-    عدم جذب دانشگرهای جدید .

5-    عدم استفاده از مدیریت سیستمهای اطلاعاتی .

6-     مخفی و سیاسی کردن اطلاعات .

7-    ایجاد شکاف در سازمان در نتیجه ایجاد فاصله کارشناسان .

8-    احتکار دانش به جای ازدیاد آن .

9-    فراموش شدن موارد مهم و اساسی سازمان .

10-                        استفاده محدود از دانشهای موجود .

11-                        نبود مستندات در خصوص تجربیات به دست آمده .

12-                        سیستم انگیزشی نامناسب برای تسهیم دانش و توسعه آن .

و بسیاری موارد اینچنینی دیگر که بر اهمیت بکارگیری مدیریت دانش دلالت نموده‌اند .

What is knowledge?

In normal conversation we use knowledge to mean:

Knowing that (facts and information)

Knowing how (the ability to do something)

Sometimes, we use the word knowledge to mean that we have some information, we know that Mary drinks lemonade, for example. When we have this type of knowledge then we are able to express it. I cannot say that I know when the Battle of Hastings took place, if I cannot, under any circumstances, say the date! This is not true of knowing how.

If I know how to swim, then when placed in the water I make certain movements and do not sink! However, I may be unable to say how, exactly, I am able to swim. Knowing how does not mean I know that ... If I cannot say the date of the Battle of Hastings, I cannot be said to know it. But if, while swimming, I cannot tell you exactly how I do it, you cannot say I don't know how to swim!

Failing to understand the above can lead us into certain fallacies. If we get instruction from the best public speaker  in the world, it does not mean that because he or she can speak excellently, that they know how to instruct others. They might be able to say what they do. For example they might say how they practice. But this might work for them and not for others! A much less able public speaker, or even one who might never have spoken in public might be a much better teacher. The point is that knowing that and knowing how are two different kinds of knowledge!

In philosophy, knowing that something is the case implies that what is known is true. Can we sensibly say that someone knows something, but it isn't true? We cannot know that something is the case unless we are able to show that it is also true.

http://raminnoorzai.persianblog.ir/