علمی فرهنگی

این وبلاگ در زمینه های اقتصادی،سیاسی،علمی،ادبی،روانشناسی،جامعه شناسی،اجتماعی،فرهنگی،تاریخ و دیگر مسایل که در جهان امروز جریان دارد کار میکند و امید دارد که بتواند این مسایل را به درستی برای دوستان خود به انجام برساند. و تشکر فراوان از شما عزیزان که ما را یاری میکنید.

اسلام مکتبی: خواهر تونی بلیر نخست وزیر انگلستان به اسلام مشرف شد.
ساعت ۱٠:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/٦/٢۳  کلمات کلیدی:

اسلام مکتبی: خواهر تونی بلیر نخست وزیر انگلستان به اسلام مشرف شد.

افراد که اسلام را  مکتبی آموخته اند  هیچ زمانی کارهای بد  نخواهند کرد که باعث بد نامی دین پاک  اسلام شود اما برعکس شاسیتگی را از خود نشان خواهند داد که باعث عزت،حرمت، پیشرفت، و سربلندی این دین مقدس و پاک گردد طورکه این خانم به این دین پاک پیوسته است و گرایشش به این دین مقدس روزمره بیشتر و بشتر میشود چراکه این خانم اسلام را مکتبی و علمی آموخته است پس اگر میخواهید اسلام را درست بشناسید که اسلام در ذات خود چگونه دینی است باید مکتب اسلام را در هر گوشیه این دنیا ایجاد کننید و از طریق مکتب اسلام با مردم وارد بحث های اسلام شناسی شویم واسلام را مکتبی به دگران بیاموزانیم نه از زاه زور گوئی. در این جا باید گفت که پیامبرحضرت ما محمد (ص) اسلام را به گونه مکتبی و علمی برای دیگران شرح میدادند و اخلاق بی نهایت کامل و پاک پیامبر مهربان و عزیز ما باعث گسترش دین پاک اسلام شد به این اساس پیامبر ما اسلام را مکتبی و علمی آموخته بوده اند و اخلاق و صفات پاک اسلام را بوجودشان بوجود آورده بوده  اند و این مسایل باعث شد که اسلام ترقی و پیشرفت کند حرف ها در رابطه به مکتب اسلام زیاد هست هرچند که بنویسیم و حرف بزنیم بازم کم گفته ایم.   تشکر

 


آموخته ام که چگونه زندگی کنم
ساعت ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٢٦  کلمات کلیدی: آموخته ام که چگونه زندگی کنم
آموخته ام که : به انسان ها مانند سکوی پرتاب نگاه نکنم.
آموخته ام که : هرگاه که ترسیده ام ، شکست خورده ام.
آموخته ام که : غرور انسان ها را هرگز نشکنم.
آموخته ام که : انسان های بزرگ هم اشتباه می کنند.
آموخته ام که : اگر مایلم پیام عشق را بشنوم ، خود نیز بایستی آن را ارسال کنم.
آموخته ام که : زندگی را از طبیعت بیاموزم ، مثل ابر با کرامت باشم . چون بید متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت، مثل صنوبر ، صبور ، مثل بلوط مقاوم ،مثل خورشید با سخاوت و مثل رود ، روان.
آموخته ام که: تنها نیازی که مرا کامل می کند نیاز به خداست.
آموخته ام که: در همه لحظات ودر هر شرایطی به خدا اطمینان داشته باشم.
آموخته ام که: دوست خوب مانند الماس است.
آموخته ام که: گاهی کوچک ترها بیشتر از بزرگترها می دانند.
آموخته ام که: خدا همیشه همراه من است.
آموخته ام که: وقتی ناامید می شوم خداوند با تمام عظمتش ناراحت می شود وعاشقانه انتظار می کشد که به رحمت او بار دیگر امیدوار شوم.
آموخته ام که: اگر راجع به چیزی نمی دانم با شهامت بگویم نمی دانم.
آموخته ام که: قبل از رسیدن به هر هدفی باید ظرفیت وفرهنگ آن را در خود پرورش داد.
آموخته ام که: اولین شرط رسیدن به هدف،علاقه است.
آموخته ام که: انسان بزرگ در اندوه آنچه ندارد فرو نمی رود،بلکه از آن چه دارد لذت می برد.
آموخته ام که: اگر نمی توانم ستاره باشم،لزومی ندارد ابر باشم.
آموخته ام که: ایمان یعنی خواستن بدون انصراف و توکل بدون انقطاع.
آموخته ام که: وظیفه سبب می شود تا کارها را به خوبی انجام دهم ،اما عشق کمک می کند تا آن را به زیبایی انجام دهم.
آموخته ام که: آینده مکانی نیست که به آن جا میروم بلکه جایی ست که خود آن را به وجود می آوریم.
آموخته ام که: همیشه آخرین کار من،بهترین کارم باشد،پس جا برای بهتر شدن همیشه باز است.
آموخته ام که: زندگی فعلی من حاصل تمام انتخاب هایی است که داشته ام ولی این بدان معنی نیست که نمی توانم از خود تصویر جدیدی رسم کنم.
آموخته ام که: هنگام مواجهه با کاری سخت،طوری عمل کنم که انگار شکست غیر ممکن است.
آموخته ام که: همیشه باباور هایم زندگی کنم و انگیزه هایم را شعله ور نگاه دارم.
آموخته ام که: هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم.
آموخته ام که: زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که: فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام که: لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد.
آموخته ام که: همه می خواهند روی قله کوه زندگی کنند، اما تمام شادی ها و پیشرفتها وقتی رخ می دهد که در حال بالا رفتن از کوه هستید.
آموخته ام که: کوتاهترین زمانی که من مجبور به کار هستم، بیشترین کارها و وظایف را باید انجام دهم. 
زندگی به من آموخت :

قاطع باشیم اما لجباز نباشیم (این رو واقعا دارم زندگی می کنم و زندگیم تغییر کرد)‏ 

صبور باشیم اما مظلوم نباشیم (این هم رازیست !!!)‏

حاکم باشیم اما ظالم نباشیم

شجاع باشیم اما احمق نباشیم

راضی باشیم اما قانع نباشیم (از خدا باید بهترین ها رو خواست)‏

بذله گو باشیم اما هرزه گو نباشیم (هنریست)‏

جاری باشیم اما ویرانگر نباشیم

صریح باشیم اما گستاخ نباشیم (باید تمرین کرد که قاطعیت جای عصبیت رو بگیره)‏

ساکت باشیم اما بی صدا نباشیم

طناز باشیم اما لوده نباشیم

منتظر باشیم اما علاف نباشیم (باید اگاه بود و هر لحظه رو زندگی کرد)‏

راحت باشیم اما بی خیال نباشیم

محتاط باشیم اما ترسو نباشیم

سرشار باشیم اما لبریز نباشیم

متواضع باشیم اما ذلیل نباشیم (با این کاملا موافقم - اکثرا اشتباه می گیریم)‏

حساس باشیم اما زود رنج نباشیم 

تیز بین باشیم اما عیب بین نباشیم 

سریع باشیم اما عجول نباشیم 

بزرگ باشیم اما متکبر نباشیم (غرور بزرگی رو نابود می کنه)‏


 

دوره ریاست جمهوری حامد کرزی چگونه بود؟
ساعت ۳:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٥  کلمات کلیدی: دوره ریاست جمهوری حامد کرزی چگونه بود؟

دوره ریاست جمهوری حامد کرزی چگونه بود؟

من فکر میکنم در دوران حکومت جناب حامد کرزی کارهای خوبی صورت گرفته که قابل مشاهده هست مثلآ در بخش های مختلف که عبارتند از معارف، اقتصاد، تحصیلات عالی، آزادی بیان،آزادی رسانه ها نظام سازی تشکیل اردوی ملی پلیس ملی رشد دموکراسی و مردم سالاری تا اندازیه، ساخت وساز جاده ها شهر ها، رشد مخابراتی، انترنت. تا اندازه فرهنگ سازی، و شناخت افغانستان برای تمام جهان ملل رشد جامعه مدنی، جلو گیری از نقض حقوق بشر شروع ارتباطات دوستانه با سایر کشور های جهان وغیره مسایل دیگری که اتفاق افتاده در دوره ریاست جمهوری حامد کرزی درکنار این همه پیشرفت ها اما بدبختانه ما شاهد اتفاقات خیلی بدی بودیم مثلآ سیاست نامعلوم و خام و همینطور سیاست دوگانه دولت حامد کرزی دربرابردشمنان ملت افغانستان قناعت بخش نبوده است بلاخره بازم باید تذکر داد که اگر بجای کرزی کسی دیگر هم میبود از این بیشتر کارکرده نمی توانست چراکه ما در سالهای آغازین شروع ریاست جمهوری در وضعیت خیلی بدی قرار داشتیم یعنی ما از نقطه صفر شروع به دولت داری کردیم در عین حال با تروریست؛ طالبان و مخالفین دولت در جنگ بودیم که هم اکنون با این گروپ ها درگیر هستیم بازم باید گفت که فرصت های بسیار خوبی برای دولت افغانستان و همینطور برای مردم کشور بوجود آمد اما بدبختانه بگیم نه دولت و نه مرم ما توانستند از این فرصت ها و منابع زیاد در تمام بخش های حکومت داری اقتصادی تعلیم وتربیه، مبارزه با فساد اداری، ریشه کن کردن تروریزم.از بین بردن قاچاق و قاچاقبران استفاده  درست کنند بنآ اینها همه دست بدست همدیگر دادند مشکلات در این سرزمین بیشتر شد بلاخره طورکه باید حکومت برای ملت خود خدمت میکرد نتوانست این کار را بکند. 


شرکت در انتخابات 1393
ساعت ۱:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٤  کلمات کلیدی: شرکت در انتخابات 1393

شرکت در انتخابات 1393

 

بعضی از مردم مطمن نیستند که به پای صندوقهای رای دهی بروند چراکه کاندید مورد نظر شان وجود ندارد و علتش اعتماد نکردن به کاندیدان میباشد بخاطر اینکه اون کاندید که باید خصوصیات یک رئیس جمهوری را داشته باشد ندارد و  اگرخود نامزد ریاست جمهوری شخص درست ودارنده تحصیلات عالی و یا یک رهبر عالی باشد اما معاونین شان مشکل دارند اینکه یا بیسواد هستند و یا اینکه جنگ سالار و خائن ملی بشمار میروند حالا شما قضاوت کنید


رفتن به پای صندوقهای رای دهی
ساعت ٢:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۳  کلمات کلیدی:

رفتن به پای صندوقهای رای دهی:

بعضی از مردم مطمن نیستند که به پای صندوقهای رای دهی بروند چراکه کاندید مورد نظر شان وجود ندارد و علتش اعتماد نکردن به کاندیدان میباشد بخاطر اینکه اون کاندید که باید خصوصیات یک رئیس جمهوری را داشته باشد ندارد و  اگرخود نامزد ریاست جمهوری شخص درست ودارنده تحصیلات عالی و یا یک رهبر عالی باشد اما معاونین شان مشکل دارند اینکه یا بیسواد هستند و یا اینکه جنگ سالار و خائن ملی بشمار میروند حالا شما قضاوت کنید 


آزادی یعنی داشتن استقلال فکری
ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱۳  کلمات کلیدی: آزادی یعنی داشتن استقلال فکری

آزادی یعنی داشتن استقلال فکری

آزادی یعنی متکی نبودن به دیگران از لحاظ فکری

آزادی یعنی آرامش داشتن

آزادی اندیشه یعنی شما هر آنچه که مربوط به حق شهروندی تان هست آنرا به دولت مردان خود بدون کدام مشکلی ابراز کنید و دوچار کدام مشکلی نشوید و همینطور چیزهای که  مربوط به  مسایل ملی و به منافع ملی خود می اندیشید آنها را به دیگران و خصوصآ برای تیم حاکم تذکر دهید و تیم حاکم به حرف های شما  گوش دهند و احترام بگذارند و به نظریات تان ارزش قائل شوند این را میتوان آزادی گفت و خود را آزد دانست.

آزادی یعنی بتوانی به هر جایکه دلت میخواهد سفر کنی خصوصآ که در مملکت خودت هستی که بدبختانه ما مردم افغانستان از چنین نعمتی برخورد دار نیستیم در وطن خود.

آزادی یعنی حرف دلت را به ساده گی به دیگران گفتن خصوصآ کسانکه در حاکمیت بسر میبرند.

آزادی یعنی دفاع کردن از حق خود و دیگران

آزادی یعنی انتقاد از حکومتی که به منافع ملی ما صدمه میزند و جلو بی بندوباریها  را بدون کدام مشکلی گرفتن

آزادی یعنی آرامی و خوشی و جلوگیری از ظلم و ستم و خائنین را به محاکمه کشاندن

بلاخره آزادی یعنی  اینکه منه آدم مینحیث یک بشر در هر جای این کره زمین بخواهم زندگی کنم بتوانم به سادگی و بدون کدام مشکلی و یا ممانعتی به زندگی خود ادامه دهم و هیچ یک از افراد و اشخاص جرات این را نداشته باشند که باعث ایجاد مشکلات به دیگران و یا اینکه به شخصیت دیگران توهین کردن و حق دیگران را زیر پا کردن را داشته باشند .

 


ابوذر جان قند............
ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/۱٠  کلمات کلیدی:

ابوذر جان قند............

دوست خوبم خداوند ترا دوست داشته و تو بهترین بنده خدای پاک هستی . تو از یک زندگی خوبی وخوشی برخورد دار خواهی بود چرا که خداوند آینده ات را خوب ساخته است. درست است که فامیل ات را از دست دادی برای من این خیلی سخت است هر لحظه که عکس ات را میبینم. وضعم کاملا بد میشود تو باید حالا با فامیل ات میبودی برادر دوست داشتنی ام. زمانی آب میخواستی در نیم های شب مادر جان عزیز ات ترا آب میداد نان میخواستی پدر جان ات برایت از بیرون نان میخرید هر انچه از پدر جان ات میخواستی برایت از هر طریقی که می شد تهیه میکرد. بنآ منه بنده بی گناه برای تو عزیز دل از یگانه خدای خود آرزو صحتمندی هر چه زودتر ترا خواهانم خداوند تو عزیز دل را از تمام مشکلات و مصیبت های زندگی دور داشته باشد و ترا صاحب عزت و مقام عالی داشته باشد به امید آن روزکه من ترا از نزدیگ ملاقات کرده بتوانم اگر خدای مهربان بخواهد. برادر عزیزم دعا من با تو هست دوستت دارم برادر نازنینم موفق وسربلند باشی من مطمنم که آینده زیباه و مملو از خوشی ها در انتظارت است به امید دیدار عزیزم. وسلام برادرت رامین   

تو یک معجزه ای ابوذرم که  خداوند مهربان و یکتا برای بندگان خود عطا کرده است من به تو باور کامل دارم که یک روز قهرمان قرن خودت شوی کسی

شوی ملت افغانستان برایت افتخار کند و همینطو تمام ملل جهان من به تو عزیز دل افتخار میکنم خداوند بزرگ ترا در حفظ خودش داشته باشد که حتمآ دارد اینست دعا من اگر پروردگارم دعا هم را مورد قبول درگاهی خود قراردهد که امید دارم.

وسلام برادرت رامین

ای خدای مهربان تو برایش صبر عطا کن و آنرا در پناه خود داشته باشد

تو پروردگار بر حق هستی تو خدای بزرگ این طفل شیرین را حوصله مندی بدی آنرا آرام داتشه باش دراین هیچ جای شک نیست که تو بهتر از همه میدانی خالق این کائنات و جهان بزرگ هستی همه از آن تو خدای جهانیان هست اینکه تو خدای بزرگ چه آینده را برای این بنده معصوم خود گرفتی hی ما بندگان هیچ معلوم نیست و حتی قادر به تفکرش هم نیستیم . بلاخره ای خدای بزرگ ابوذرجان قند را با قدرت ترین بندگان خود داشته باش. شکر گذار توهستیم خدای عالم

مادرم را میخواهم. کجایی ای مادر بی نهایت گرامی چرا به پیشم نمی باشی  منتظر دستان گرمت هستم که به سرم بکشی تا انرژی بگیرم میخواهم من را در آغوش خود بگیری میخواهم سرم را در بغلت بمانم میخواهم با دستان ملایمت من را لمس کنی مثل همیشه من بدون تو مادر چطور زنگی خود را به تنهای پیش ببرم ای مادر منتظر نگا های مملو از محبتت هستم دلم هوای ترا کرده من را زیاد منتظر نگذار خیلی منتظر ماندم ای مادر عزیزم ترا دوست میدارم خیلی زیاد بیشتر از همیشه تو قلبم هستی جانم هستی دوستم هستی زنده ماندنم بی تو معال است من تشنه دستان گرمت هستم هنوز من به ان اندازه کلان نشدم من حمایت تو مادر مهربان را میخواهم بیا مادر منتظرت هستم جانم فدای تو مادر من را تنها در یک دنیا پر از پلیدی رها ساختید بدون شما عزیزانم چه کنم من تشنه دیدار شما عزیزان خود هستم من را تنها نگذارید به خدای قسم که تنهای خیلی سخت هست من شما را میخواهم فامیل عزیزم . وسلام پسر تان ابوذر خورتکک 

من زمانی این طفلک شیرین و معصوم را می بینیم وجودم درد میگیرد دیدن اشک این دوستداشتنی برایم خیلی سخت میگذرد به خداقسم که از روزی این حادثه وحشتناک اتفاق افتاده است این طفلک همیشه در پیش روحم قرار دارد. هر لحظه که من عکس های ابوذر جان را میبینم چشمانم پر از اشک میگردد. ای ظالمان شما از خدا نمی ترسید که جان این مردم مظلوم را به ساده گی از بین می برید وبقتل شان میرسانید خصوصآ اولاد معصوم این سرزمین را. شما از خود اولاد ندارید از دست دادن اولاد را تا حالا تجربه نکردید اگر تجربه نکردید من از خداوند میخواهم که برایتان این درد را نشان دهد.(من یک پسر یک ساله دارم وقت شام بخانه میروم از دفتر زمانی وارد خانه میشوم آرمین جان قند بطرفم میاید حتما صدفیصد باید آنرا در آغوشم گیرم واگرنه گریان میکند و من را صدا میزند و در همین حال به یاد ابوذر جان قند می افتم قلبم درد می گیرد که ابوذر ام هم مانند آرمین جان طفلم با پدر جان خود همین رویه یارفتار را میکرده.بلاخره از بارگاه خدای بزرگ تمنا میکنم که بزرگترین قدرت جهان را خدای من به این طفل عزیز بدهد و همینطور دارای صبر قوی آمین.برادر عزیزم ابوذر جان فرشته و قندول دعای تمام مسلمانان جهان و خاصتآ مردم شریف کشورت افغانستان با تو عزیز دل میباشد وسلام برادرت،دوستت رامین 

  


اسلام دین سعادت وخوشبختی برای تمام جهان ملل
ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۳/۱/٧  کلمات کلیدی: اسلام دین سعادت وخوشبختی برای تمام جهان ملل

اسلام دین سعادت وخوشبختی برای تمام جهان ملل!!!!

اسلام دین حق بر باطل است.اسلام قویترین دین خداوند مهربان است، اگر میخواهید اسلام را بشناسید باید درباره اش تحقیق کنید اسلام از چشم من مسلمان نبینید چرا که من مملو از گناه هستم. اسلام دین بر حق است دین صلح و آرامش. اسلام مخالف جنگ و دشمنی با جهان بشریت است اسلام تمام آزادی ها را برای بشریت داده است آزادی های که در چوکات قانون وقوانین خود اسلام باشد. اسلام عدالت را حق بشریت دانسته وخود را مدافع عدالت و حمایت کننده این قانون میداند. اگر این دین مبارک را به خوبی و به درستی اش مورد استفاده قرار دهید به خدا قسم که هیچ نوع مشکل در این دنیا وجود نخواهد داشت. من مسلمان هستم اما یک مسلمان مومن نیستم و به نام مسلمان زندگی میکنم اگر مسلمان واقعی باشم باید بهترین بنده خدا باشم. نباید آدمکش باشم، نباید حق دیگران را زیر پا کنم باید انسان مهربان وبشردوست باشم. باید حامی نظام اسلامی و طرفدار قانون اسلامی شرعیت پیامبر خدا حضرت پاک محمد مصطفی (ص) باشیم. باید اخلاق پیامبر بزرگ اسلام و جهان در وجود منه مسلمان باشد باید شایسته ترین بندگان خداوند پاک و بهترین امت محمد (ص) باشم که نیستم. این مشکل منه مسلمان هست نه اسلام عزیز. اسلام ندارد در خود هیچ عیبی و هیچ نوع مشکلی هر آن مشکلی و یا عیبی که وجود دارد در منه مسلمان و در منه بنده و شخصیت منه هست نه اسلام عزیز. به هر صورت هرآنچه من ازاین دین پاک و مقدسترین دین صحبت کنم بازم کم گفتم و دانش زیادی دروجودم از کلمات و جملا ت و واژه های زیادی که هست اما من نمیدانم من را ببخشید که نتوانستم به زبان خود از این دین مبارک بیشتر تعریف کنم اما فقط به یک کلمه خلاصه میکنم که اسلام کاملترین و وسیع ترین دین خدای بزرگ هست وبس

 


← صفحه بعد